خانه » عمومی » مردهای غمگین

مردهای غمگین

برگرفته شده از صفحه ی فیس بوک یکی از دوستان که خودش از وبلاگ خانمی به اسم الهام برداشته.
ساده، مختصر، جالب

ssdsd
یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «… مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند…
یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل… همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی… و خدا نکند یکی از اینها نباشند…

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی… مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی… درست بر عکس دنیای ما.

بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم… بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”مردهای غمگین

    • u probably meant: Dont kiss ass. cuz when u put «the» in the middle; it means that u actually wanna prevent me from kissing the back lower torso of somebody
      and its stupid.
      dont talk in a forign lango when u donno how to talk properly, it makes u look like an idiot

  1. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گه چون دنیا اصولاً مردانه هست الردی. دیگه بیش تر از این جایی نداره.
    «دفاع» از حقوق مردان؟ پلیز..
    مردها نماد ندارن؟ نمادهایی همچون سیبیل، ریش و غیره دارند.
    همه آدم ها از هیجده سالگی شروع می کنن. همه انسان ها باید حرص رسیدن به چیزی رو بخورن توی هر دوره ای از زندگی. تحصیل و کار و درآمد دغدغه ی همه ست. نه فقط مردها. اگه مردا دوسال از کل عمرشون رو توی سربازی تلف می کنن و تا آخر عمر غرش رو می زنن، زن ها هم زایمان می کنن و هم خونه و هم کارشون رو می گردونن. تا آخر عمر.
    این خیلی طبیعی و عادیه که آدم از یه انسان انتظار مرتب بودن و خوش بو بودن داشته باشه. انتظار عاطفی بودن و در عین حال قدرت مند بودن داشته باشه. اصلاً این خیلی بدیهیه و دل چسب. نه فقط از یه مرد. از یه زن هم.
    غذاهای بدمزه ی ما را بخورند و مدام قربان صدقه بروند و بلاه بلاه؟.. نویسنده ی این نوشته با این که خودش زنه ولی به شدت به دنیای زن ها بدبینه و اومده رسمن تخریبشون کرده. شاید فک می کنه دست پخت خوبی نداره و در عین حال اتنشن-فریک ه و دوس داره مردش تو جمع قربون صدقش بره و فکر می کنه اینجوری حل میشن مشکلاتش؟ دلیل نمی شه اینو به همه بسط بده. گرچه خیلی متقابل مردا هم همین انتظارو از زن ها دارن. که فقط خودشون در کانون توجهش باشن و به همه انتخاب ها و سلیقه هاش بگن به به چه چه.. .
    آره.. مردا همیشه ی خدا زن ها را برای خودشون می خوان و خیلی ساده و منطقی ان. خیلی خنده شد. مرسی.
    در نهایت.. کدوم اعتراض؟ کدوم میکروفون؟.. به ازای همه جمله هایی که با «مردها فلان..» شروع می شن، جمله ی «زن ها فلان..» وجود داره. اصلاً نفهمیدم این نگاه جنسیتی مسخره ای رو در کل متن وجود داشت. خیلی چیزا یه انتظار دو طرفه ست. یه خواسته ی انسانیه. ربطی به مرد بودن و زن بودن نداره.
    در مجموع من فکر میکنم اگه این متن رو برای زنهای دوره قاجار می نوشتن، خیلی بیش تر مورد استقبال قرار می گرفت. این همه قدیمی نگاه کردن، واقعاً جُرمه.

  2. من نفهمیدم درد تو چی بود این وسط؟
    حس کردی که نباید یه متنی در دفاع که نه، در توصیف یه دنیای یک کم مردونه وجود داشته باشه؟
    نماد مردها باشه ریش و سیبیل؟ جدی؟
    این بیچاره که می گه: غذای بد مزه ی ما رو بخورن و تو جمع قربون و صدقه برن و… نه اتنشن-فریک ( داریم این کلمه رو؟) و نه بدبینه. صرفا یه مدت تو اون دنیایی که واقعا وجود داره زندگی کرده. توی دنیای رابطه های واقعی.
    جایی که تو گوشیت ریمایندر می گذاری: یادت نره وقتی با دوستاش بیرون میره بهش زنگ بزنی… نمی دونی چرا ولی حوصله ی دعوا نداری
    بحث جنسیتی رو دوست ندارم. ولی جوابی که دادی خیلی عجیب بود.خیلی سرسری و بی منطق. فقط خواستی بدو بدو جلوی حرفهایی که نمی دونی راجع به چیه بگیری
    ناراحت نشو دیگه. ببخشید

    • Whatever..
      جوابم سرسری نبود. من دوهفته پیش این متن رو خوندم و خیلیم فکرمو مشغول کرده بود این مدت.
      تازه نظر دیگران رو هم راجع بهش پرسیدم بارها.
      هنوزم به همه حرفایی که زدم معتقدم. خیلی چیزایی که گفته دو طرفه ست.
      قبول نداری که نداشته باش. :دی
      چی کارت کنم.
      حداقل من این جوریم. از طرف خودم حرف می زنم.

  3. هومممم….
    چه متن عجیبی … عجیب از این نظر که یه زن شروع کرده به خودزنی …
    توصیفی که از زن و توقعاتش تو این نوشته شده (گرچه اصل نوشته در مورد مردهاست)، توصیفی منطبق با زن های سنتی، و یا ورژن خاله زنکی زن های امروزی تره!
    زن امروزی دیگه اون موجود محبوس توی مطبخ و زندانی نشسته به انتظار منجی سوار بر اسب سپید نیست …
    موافقم که از «دنیای مردونه» باید گفت، اما این نوشته یه توصیف از افکار یه زن تقریبا سنتی بود …

  4. آقای میرزا قشمشم!
    این نوع نگاه جدیدی بود که یک زن واقع بین به جنس مخالفش داره.
    چرا هر چیزی که برخلاف روند نامناسب فعلی باشه رو میگید سنتی؟!!
    به نظر من اینکه مثلا زن تو خونه به تربیت بچه ها مشغول باشه و سرگرم کار در بیرون از منزل نباشه، نه تنها تحقیر زن نیست بلکه تکریم زن هست.
    اینکه زن به کار خونه بپردازه و بچه ها خوب تربیت کنه، اصلا منافاتی با حضور فعالش در جامعه نداره، ولی اگه زن حضور فعال در جامعه رو به نقش موثرش در خونواده ترجیح بده، نه تنها اون خونواده بلکه به جامعه نیز ضربه میزنه …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s