خانه » عمومی » قهرمان ذهنی یا پرنسسی که وجود نداشت (Ghost in the Shell)

قهرمان ذهنی یا پرنسسی که وجود نداشت (Ghost in the Shell)

gits

در این پست با صدای بلند فکر شده است.

به اسم اشتباه صدا شدن. (نه مثل اونی که مامان ها معمولن عاملش هستن و اسم خواهرها رو اشتباه و جا به جا میگن. نه. که خود این پدیده تاحالا برام اتفاق نیفتاده. توی خونه ما کم پیش میاد چیزی اشتباه بشه، جا به جا استفاده بشه یا .. . از کوچیک ترین تا بزرگ ترین اشتباها خیلی خیلی کم اتفاق میفتن. چون قانون «اولین اشتباه، آخرین اشتباهه» خیلی قوی توی فضای خونه در جریانه. اینه که ما فرصت اشتباه به خودمون نمی دیم. سخته ولی عادت میشه. سخته ولی نزدیک به ایده آله. سخته ولی رفته رفته بخشی از وجودت میشه و اونوقته که با آدمایی که راحت اشتباه می کنن و نه فقط خودشون که تورو هم درگیرش میکنن نمیتونی کنار بیای. وقتی بی خیال میگن «حالا مگه چی شده؟» و تو فقط می تونی پلک پلک نگاهشون کنی و نفهمی چطور یه آدم میتونه انقدر باری به هر جهت زندگی کنه. من نمی دونم که شما معنی باری به هر جهت رو می دونین یا اینم تو خونه ی ما فقط بار معنایی داره و به اونایی که اولین اشتباه آخرین اشتباهشون نیست اطلاق میشه.)

به اسم اشتباه صدا شدن. این به اسم اشتباه صدا شدن در ارتباط نزدیکیه با نظریه «مردها یه فرشته از گذشته همیشه همراهشونه». به این معنی که مردها -معمولن اولین- دختری که شناختن و دل باختش شدن، همیشه براشون بی نقص ترین و بهترین و فرشته ترین دختر عالم باقی می مونه. اون ها البته در نود و نه درصد موارد از اون دختر گذر می کنن و دخترهای دیگه ای رو تجربه می کنن و درنهایت با یکی از این دخترها خونواده تشکیل میدن و دهه های زندگی رو یکی یکی پشت سر میذارن ولی ته ته ذهنشون حضور این فرشته، کم رنگ اما مداوم باقی می مونه. اگه خیلی روراست باشن حتمن گاهی از این فرشته حرف میزنن. از این که زیباترین، مهربون ترین، متشخص ترین و خیلی ترین های دیگه بوده. خواهش می کنم اگه اینو میخونین و مرد هستین فوری جبهه نگیرین. این پدیده بارها و بارها واسم ثابت شده. توجیه و تحلیل روان پزشکیش بمونه برای بعد.

هوم. راستش.. اینارو که نوشتم انگار مسئله واسه خودم حل شد. دیگه دلیلی نداره بنویسم به اسم اشتباه صدا شدن افتضاحه خصوصن اگه به اسم فرشته ی ذهنیش بوده باشه (که علی رغم شباهت زیاد آوایی و نوشتاری اسم هاتون، مطمئن باشی هر اسم دیگه ای هم داشتی، توی اون لحظه اسمت رو اشتباه می گفت). دیگه دلیلی نمی بینم بنویسم حس بدی داره و یه لحظه خشکت می زنه که یعنی اون آدم هنوز زندس. با اینکه خیلی وقته چمدونشو از زندگیش بسته. مگه غیر اینه که یه تصور ذهنی روتوش شده است، یه قهرمان انتزاعی، که همیشه کنج ذهنش باقی می مونه؟ پس دیگه چه نیازی به جبهه گرفتن؟.. من با قهرمان های ذهنی که وجود خارجی ندارن، نمی جنگم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s