خانه » داستان » You miss 100% of shots you dont take

You miss 100% of shots you dont take

مثل وقتیهایی که خوابت نمی بره. گوشی رو گذاشتی کنار صورتت که اگه اس ام اس اومد فقط چشم باز کنی و ببینی اصلا می خوای همچین اس ام اسی برات بیاد یا نه

اس ام اس میاد: کشیکی؟
نیستم. نمی خوام بگم که هستم یا نه. دوست دارم این قسمت از زندگیم مخفی بمونه اصلا. تازه جواب بدم که چی بشه؟ بگم هستم که دلسوزی کنه برام یا بگم نیستم که یه درخواست بی خود ازم داشته باشه و من بگم نه و دلش بشکنه؟ جواب نمی دم

تو وایبر پیام میاد؛ چشمم رو باز می کنم. وایبر رو بیشتر دوست دارم. احتمال غافلگیری توش بیشتره. «شب اگه بیکاری بهم زنگ بزن». جواب نمیدم
زنگ وایبر. موناست. بر نمی دارم. برام عکس یه کفش پاشنه بلند سیاه می فرسته. زیرش می گه: این رو واسه فرودگاه خریدم. خجالت بکش دیگه…
هفته ای 200 دلار یعنی ماهی 800 و سالی 10 هزار دلار می ریخت تو شکم روانکاوش تا بشینه گریه کنه و از بدی های من بگه, طرف بهش پیشنهاد کرد این پول رو بده و یه بلیط رفت و برگشت تهران-سن خوزه بگیره, من برم تا سنگهاش رو وا بکنه! حالا اون بلیط ها دست من بود. هر کدوم با صفحات توضیحش 12 صفحه, و من روی کاغذهای اضافی اش سیگار می پیچیدم. و به سلامتی روانکاوش دود می کردم که خودش رو راحت کرد و من رو گرفتار.
جواب دادم » بیدار شدم زنگ می زنم.» گفت : » اینجا 5:30 صبحه. قبل از 10 زنگ نزنی»

اس ام اس میاد : «تهرانی؟» نیستم. می گه » پول لازم دارم» ,» جواب بده صبا», » جواب بده لاشی, کلی گشتم تا پیدا کردم. چفدرلازم داری؟» جواب نمیدم.

دلم می خواد خودم اس ام اس بدم. گوشیم رو بر می دارم. تایپ می کنم : دیدی؟ نه؟ فکر کنم خواب باشی!
خوب اگه فکر می کنم خوابه, خودم رو مسخره کردم با این جمله؟
پاک می کنم و چشمهام رو می بندم

اس ام اس میاد: یه زنگ به الناز بزن. دو ساعت دیگه می رسه خونه. پیش شماره ی گرجستان رو داری؟
خیلی به الناز گفتم نرو تنهایی گرجستان! شاید هم اصلا نگفتم, یا فقط توی دلم گفتم. آخه قرار بود همه ساپورتیو باشیم و کسی از احتمال شکست حرفی نزنه! اما من می دونستم داره خودش رو بدبخت می کنه. من همیشه می فهمم کی داره خودش رو بدبخت می کنه. من بیشتر از سهمم تو زندگی آدم بدبخت دیدم.
واسه چی زنگ بزنم؟ بگم خوبی؟ کارت خوبه؟ هوا چطوره؟ الان اونجا ساعت چنده؟ و بعدش سکوت… بعدش صدای نفس کشیدن عصبی و محکم اون ور خط یعنی که داره سیگار می کشه. بعد بهونه های من واسه قطع کردن » ببین پشت خطی دارم, بهت زنگ می زنم»
جواب نمی دم
زنگ می خوره! از جا پریدم. نوشه : home جواب نمی دم.

گوشی رو بر می دارم و چک می کنم. شاید این بین اس ام اسی اومده و من ندیدم… خبری نیست
خودم تایپ می کنم… تایپ نکرده صفحه رو می بندم. چی بگم؟

محسن اس ام اس میده: » دارم میام خونه! شام چی بگیرم مرتیکه؟»
جواب می دم: «بذار میام بیرون خودم.»
«او کی, پلیور خاکستری من رو هم بیار پس»
«اوکی, کجا بریم؟»
انگار می دونه حالم رو. می گه: » می خوای دوباره بریم کفش دخترونه نگاه کنیم؟ ببینیم چی قراره پای دخترها بره امسال»
جواب نمیدم. پلیور خاکستریش بوی گند می ده. اسپری رو روش خالی می کنم و از پله ها می رم پایین

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s