خانه » عمومی » بازگشت به ریل

بازگشت به ریل

اون مریضه که توی پست قبلی راجع بهش نوشتم مُرد. بیست و چهار ساعت بعد از کشیک من. بد حال بود. این توجیه ماست وقتی یکی می میره. بد حال بود. بد حال بودن مساویه با مردن. وقتی یه مریض بیاد اورژانس و میگیم بدحاله، دیگه همه می دونیم که رفتنیه. صبحی که خبرشو شنیدم ناراحت شدم. بیش تر از ناراحتی، دلم گرفت. آدم اعصابش خورد می شه از این زندگی مسخره. یکی هست. فرداش دیگه نیست. اون روز، روز سختی واسم بود. جوری که خسته و درمونده ساعت نه شب رسیدم خونه. بی بی سی داشت راجع به ترور شدن کندی، رئیس جمهور سال ها پیش آمریکا یه مستند غم انگیز نشون می داد. منم حالم بد بود. بدحال نبودم اما حالم بد بود. خستگی جسمی زده بود به مغز و روحم. کندی هم خیلی غم انگیز ترور شده بود. راوی می گفت که وقتی گذاشتنش توی تابوت، همسرش حلقه اشو درآورد و گذاشت توی دست رئیس جمهور و دستش رو بوسید. این جا دلم می خواست زار بزنم. بعد خیلی بی ربط یاد مریض آنکولوژی افتادم. یهو همه ی ناراحتی که واسش بروز نداده بودم، خراب شد سرم. آره می دونم.. مشخصه که خیلی حالم بد بود. ولی یهو دلم واسش سوخت. یاد بچه ها افتادم که چقد واسه مریضه ناراحت شدن. می گفتن یه بچه دو ساله و یه بچه شیش ماهه داشت. اون وقت من بهشون گفته بودم خط بکشین بین خودتون و مریض. فامیلتون که نبوده این همه ناراحتی می کنین. البته منطقی گفتم. ولی خب.. راستش من اصلاً دیگه سر درنمیارم چی درسته چی غلط. نمی دونم جای من کجاست جای مریض کجاست جای منطق کجاست جای دل سوزوندن و درگیر احساسات شدن کجاست. در این حد که دیگه نمی دونم توی کشیکا کی باید به بقیه هم گروهیام کمک کنم. کی نباید کمک کنم. چی انسانیه. چی نیست. باور کنید قاطی کردم. اون شب که خستگی زده بود به مغزم، بزرگ ترین آرزوم این بود که صبح لازم نباشه زود از خواب بیدار شم. بزرگ ترین آرزوم این بود که لباس خواب نرم و نولوک بپوشم و برم زیر پتو و تا وقتی آفتاب بیفته روی تختم بخوابم. بعد نرم نرم بیدار شم صبحونه بخورم و وقت تلف کنم. شایدم دوباره برگردم توی تخت به صرف خواب قیلوله. دارم مزخرف می گم. هنوزم خسته ام و وقت نشده درست حسابی استراحت کنم. ولی به بدی اون شب نیستم. خوبیش اینه که زود خودمو جمع و جور می کنم و بر می گردم روو ریل.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s