خانه » عمومی » از اونجایی که سال نو، یه سال پر امیده

از اونجایی که سال نو، یه سال پر امیده

فردا آخرین روز سال نود محسوب می شه (حدس می زنم) و همه جوره به استقبال عید رفتیم. حتی سفره هفت سین هم آماده ست. ولی من هنوز حس عید ندارم. ماهی قرمز رو می بینم که بعد چندین سال پافشاری من مبنی بر ماهی قرمز نخریدن، بالاخره امسال پاش به خونمون باز شد. می تونستم بازم پافشاری کنم. اما امسال به نفع ذوق و هیجان و علاقه ی خواهرکوچیکه، کنار کشیدم. می گفتم.. می بینم ماهی رو، سبزه ی خوشگل رو. سنبل خوش عطر رو. تخم مرغای رنگ شده رو. حتی آجیل و شیرینی ها. ولی حس عید ندارم. شاید ربطی به این داشته باشه که امروز صبح داشت برف می اومد. از خواب بیدار شدم و دیدم از آسمون پَر می باره. سفید سفید. هوا به معنی واقعی کلمه یخ بود. شاید ربطی به این داشته باشه که وقتی بعد از ظهر داشتم به خونه بر می گشتم، تگرگ می بارید. شدید. انقدر که دست هام رو، که یکی توش گلدون سنبل بود و یکی دیگه ظرف سبزه، دیگه حس نمی کردم. نمی دونم کی قراره آفتاب در بیاد و یخمون رو باز کنه. ولی شاید قراره همون طور که ن. می گه، امسال به جای عید، کریسمس داشته باشیم. به نظر من که اشکالی نداره.

با تمام این حرفا، من به استقبال سال جدید می رم مث هر سال و این فرصت نو شدن رو ارزش مند می دونم. حتی اگه در حد یه دلمشغولی کوچیک باشه.

سال نو مبارک.

 

 

Advertisements

یک دیدگاه برای ”از اونجایی که سال نو، یه سال پر امیده

  1. اووهوم
    نمیدونم چجوری کریسمس داشته باشیم با سفره هفت سین فقط :ی
    جدی هنوزم سرده خیلی با این که کمتر از پونزده ساعت به لحظه تحویل سال مونده و من هنوووووز هیچ حس عیدی ندارم
    البته هنوووز نه سفره چیدیم نه سنبل داریم ..
    یه سبزه ای هس که منتظریم بلند شه و یه سبزه ی دیگه ای هس که واسمون آورده پیرزن همسایه که کمرش شکسته بس که بلند شده
    اینه که از عید همین دو سبزه ی ناهماهنگ رو داریم با خونه تکونی و یه عالم خستگی و این سرمای نافذ
    اینجوری هرچقدم هوا آفتابی باشه و ابرارو پرت کنه تا بوی عید نیاد حس عیدم نمیاد ، حتی اگه هفت سینو بچینم امشب
    بوی عیدی نمیاد
    بوی توپ بوی کاغذ رنگی هم
    واس همین با همون هفت سینمون کریسمسی خواهیم گرفت ،مدیفاید! :ی
    البته پس از روده درازی های طولانی بگم که در هر صورت این فرصت نو شدن رو به قول تو به ذهنمون بدیم که بابا نوییت مبارک ،نو شو!
    سال نوت مبارک ، شاد و سالم باشی
    و مرسی از پستت
    منتظر بعدیشم

    • من امروز بالاخره یک خرررده حس عیدم اومد.
      اما همین که تو می گی.. هنوز هم هوا سرده و منم خیلی خسته ام و انگار کارا تمومی ندارن.
      ولی همین که من می گم هم هست.. :دی این که نوروز یه بهانه ی خوبیه. همین که همه اش در تکاپوییم. با این که خستگی داره. اما می بینی که دورو ورت سبز و نو و زیبا شده. خونه تمیز شده. همه ی اینا اتفاقای خوبیه!

      • آره قبول دارم
        این در تکاپو بودن
        این شنا کردن در جریان سال نو
        خوبه
        حس خوبی داره
        ریفرشت میکنه

  2. کامنتا رو خوندم، گفتم خب دیگه چه حرفی داری بزنی خیال؟ :دی
    خوبی نوروز با همه‌ی حس و حال داشتنمون یا نداشتنمون، اینه که میتونه یه نقطه عطف باشه! بگیم تا حالا هر جوری که گذشته، هر قدر هم فاجعه‌بار و خسته کننده، لااقل از امروز که شروع دوباره‌س، نو میشم و به پشت سرم نگاه نمیکنم که بیشتر حرص بخورم. قراره از همین سال جدید، بهتر کنم همه چیو. فرصت دوباره دارم برای یه شروع خوب، با یه عالمه انرژی!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s