خانه » عمومی » این جا چه می کنم

این جا چه می کنم

یک) دلم داره پر می کشه واسه شر کردن. گودر می خونم که برخلاف قبلن جایی واسه شر کردن نداره و آدم همه اش حس می کنه یه چیزی کم ه. حتی بعد اییین همه مدت. جاش ای میل می کنم. هر چی رو که فک می کنم یکی ممکنه خوشش بیاد. طبیعت و گل دارهاش رو واسه م. و عاشقانه ترهاش رو واسه ن. و یه چیزای دیگه ای رو که گاهاً موسیقایی هستن واسه خ. و یه چیزای دیگه که نمی تونم میل کنم دیگه.
دلم داره پر می کشه واسه شر کردن چون من همین جوری ام. باید تا یه چیز جالب پیدا می کنم نشون بدم به بقیه که ببینن، که نظرشونو بگن، که استفاده ش کنن که دور هم باشیم کلن. ولی نمی تونم. چون از گوگل پلاس اومدم بیرون و حالا همه ی عواطف و احساسات و عکس هام رو دستم مونده و انگار دست گذاشتن روی گلوم و فشار می دن. جاش اومدم اینجا، جاش پینترست می کنم و توییت می کنم توی اکانتی که داشت خاک می خورد که یه جورایی حس شر کردن ارضا بشه ولی نمی شه. چرا از گوگل پلاس دست کشیدم؟.. چون دلم نمی خواست دیگه اونجا باشم. به همین راحتی. هیچ دلیل قانع کننده تر و منطقی تری ندارم. فقط دیگه دلم نمی خواست اونجا باشم. این که حس شر کردن در من قلنبه شده هم حل می شه. چون فک می کنم همه اش از «عادت» منشا می گیره. خیلی چیزای زندگی از «عادت» میاد اگه فکر کنی. خیلی چیزا که من الان در حوصله ام نمی گنجه لیست کنم. اما خوبیش یا شاید هم بدیش اینه که به مرور زمان حل می شن. کم رنگ می شن و تو جون سالم به در می بری.

دو) دارم اینارو می نویسم در حالی که گوش راستم یه خرده گرفته و من در آروم ترین و خالی ترین و بی مسئولیت ترین روزهایی هستم که اخیراً تجربه کردم و منتظر طوفانم.

سه) توی سالن کنفرانس نشسته بودیم و من آینده ام رو در اتند روانپزشکی می دیدم که اون بالا وایستاده بود و سعی داشت یادمون بده «خبر بد دادن» به بیمار کار سختیه و باید جدیش بگیریم و فکر کنیم چه جوری می شه بهتر خبر رو بهش داد و غیره و غیره. و من هی یادم می افتاد که یک بار توی گوگل پلاس اینو پرسیده بودم. که آیا دوست دارید واقعیت رو راجع به بیماریتون بدونین؟ و نود و چند درصد جواب ها مبنی بر این بود که دوس ندارن واقعیت رو بدونن. هی به این نتیجه ی آماری دست پخت خودم فکر می کردم و هی خواستم شر کنمش با اتند و بچه ها و چون عینکم طبق معمول همرام نبود اعتماد به نفس لازم رو نداشتم چون با دید تار، نمی تونستم توی چشمای اتند و بچه ها نگاه کنم موقع حرف زدن از آمارم.. . یه جایی هم گفت که بدن سیستم دفاعی داره که توی شرایط سخت روحی به کار می افته. دست و پا می زنه، واقعیت تلخ رو انکار می کنه حتی و خلاصه هرکاری که از دستش بر بیاد می کنه تا آدمه رو سر پا نگه داره. خوشم اومد. از این سیستم دفاعی روحی که درونمون هست خوشم اومد.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”این جا چه می کنم

  1. یک- این حس شر کردن به شدت به آدم فشار میاره. اینکه دوست داری یه نوشته‌ی خوب، یه عکس خوب یا حتی یه خبر رو با اطرافیانت به اشتراک بذاری، ولی نمیتونی. حالا این نتونستن یا به خاطر از بین رفتن یه شبکه مثل گودره، یا اینکه دیگه خودت یه تصمیمی گرفتی که باید به خاطرش از یه کارهایی دست بکشی! ولی خیلی سخته. اینکه ماوس رو روی گزینه‌ی شر نگه میداری و پر از هیجانی، ولی یادت میفته که باید ماوست رو ببری دورتر، یه جای دیگه…
    دو- امیدوارم توی اون طوفانه با همه‌ی سهمگین بودنش، بتونی تاب بیاری.
    سه- من کماکان میگم که خوبه آدم خودش بدونه چی به چیه و قراره چه اتفاقی سرش بیاد. در ضمن ایول به سیستم دفاعی بدنمون :دی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s