خانه » عمومی » برای لاک پشت بویا*

برای لاک پشت بویا*

و تو هیچ چیز نگفتی

آن روز که نطفه در تو شکل گرفت

و تو آبستن یک حقیقت ابدی شدی

و موهایت را روی شانه هایت ریختی

و صدای خنده هایت،

تمام کوچه های سرد و غریب را پُر کرد

+

تو هیچ چیز نگفتی

وقتی آرام آرام در آب قدم می گذاشتی

که سرمای هوس انگیزش تو را می پیمود

و من می دیدم که هر چه پیش تر می روی، کم تر از تو پیداست

و تو عروس دریاهای دور شدی

+

این همه که سرگردانم، این همه که چشم هایم دودو می زد، این همه که لب می گزم

باید تمامش کنم

تو، بار سفر به دریاهای دور را بسته ای

و من اشک شوق را

وقتی تو، رو به آینه  نشسته ای و  نگاهش می کنی و می خندی

و من روی تاج سفیدت قند می سابم،

پاک خواهم کرد

+

تو، خوش بختی

من، لب خند می زنم

تو چمدانت را می بندی

من، از حرف هایم، یک رومیزی چهل تکه خواهم ساخت

که روی میز ِ گرد ایوان خانه ات پهنش کنی

و هربار که با میهمانانت چای عصر می نوشی

مرا به خاطر بیاوری

.

*: واضحاً یک اسم مستعار است.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”برای لاک پشت بویا*

  1. I love thiiiiisss
    میدونی چنبار و چنبارو خوندمش؟
    عالیه
    عاشق هر تیکه شم
    واقعا
    خیلی قشنگه
    خیــــــــــــــــــــــــــــــلی

    • همه ی واقعیت رو توش نوشتم.
      شاید واسه این که این همه واقعیه، این همه دوستش داری.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s