494

مجبور نشد با موري رو به رو شود. موري برايش نامه نوشت:
فقط بگو تو را مجبور كرد. فقط بگو نمي خواستي بروي.
در جوابش سه كلمه نوشت: خودم خواستم بروم.
مي خواست اضافه كند: متاسفم. ولي جلو خودش را گرفت.

فرار – آليس مونرو

Advertisements

Robin 101

تو از من بيش تر مي ترسي تا من از تو، مگه نه؟
اين را گفت و چشم از مارمولك سبز گنده اي كه روي تنه درخت آرميده بود برداشت و چشم هاش را بست و بيش تر در كيسه خوابش فرو رفت. يك تكه هيزم خاكستر شده فرو ريخت.