خانه » بازی » چی می شد اگه جای پس دادن فندک، می ذاشتیمش تو جیبمون و می رفتیم؟

چی می شد اگه جای پس دادن فندک، می ذاشتیمش تو جیبمون و می رفتیم؟

یه هفته بعد از تولدم بود و جدی ترین اتفاقی بود که واسه تولدم داشت می افتاد. نمی دونم اطلاعاتتون در مورد مسائل تولد-آلود چه قدره. یه اصل داریم که می گه «کیک بده، بیا کادوتو بگیر». من بنا به شرایط و در نظر گرفتن میزان عرضه و تقاضا، سعی کردم این اصل رو به «شام می دم، کادومو بیارین» تغییر بدم. در نتیجه ما رفتیم به جایی که قرار بود شام بدم و برخلاف انتظارمون اون جا خیلی شلوغ از آب در اومد. به علاوه، میزی که همیشه انتخاب اولمون بود هم اشغال شده بود. البته این مسائل اون قدرا اندوهگین کننده نبود و ما فقط و فقط به هدفی که داشتیم، فکر می کردیم. بعد از این که کادوها باز شد و عکس ها گرفته شد و غذا رو سفارش دادیم، احساس کردیم به هر حال ما تو یه مراسم تولد به سر می بریم و لازمه که تشریفاتی از جمله کیک داشتن و شمع فوت کردن، بی بروبرگرد اجرا شه. این جا بود که من شکست ِ اصل ِ «شام می دم، کادومو بیارین» رو به وضوح جلوی چشمام دیدم. کسی که به تولد شما دعوت می شه، به هیچ چیز (تاکید می کنم، به هیچ چیز) توجه چندانی نداره، جز کیک تولد و شمع هایی که روش هست و فوتی که از جانب شما باید صورت بگیره.
خوش بختانه یه جور کیک گردویی-شکلاتی-اسفنجی ِ برش خورده تو لیست اردور بود و این نیمی از مشکل رو حل می کرد. نیمه ی دیگه هم با رجوع به خانومی که سفارش های غذا رو می گرفت حل شد. خانومی که سفارش ها رو می گرفت، بهمون یه فندک و یه شمع کوچولو داد. کیک و شمع. همین. این کامل ترین تولد دنیا بود.
به هر حال اون شب ما شام خوبی خوردیم و حرف زدیم و خندیدیم و شمع روی کیک برش خورده گذاشتیم و با فندک خانومه روشنش کردیم و دستمون رو با پارافین داغ و شعله ی فندک کمی سوزوندیم و به نوبت نفری یه بار شمع رو فوتش کردیم و عکس گرفتیم و آرزو نکردیم. کی گفته باید موقع فوت کردن شمع تولد آرزو کرد؟ کی گفته آدم فقط سالی یه بار این فرصتو داره که آرزو کنه و مطمئن باشه آرزوش برآورده می شه؟.. آدم هر روز باید بتونه آرزو کنه و یقین داشته باشه آرزوش برآورده می شه. آدم باید راه های خاص خودش رو واسه برآورده شدن آرزوهاش داشته باشه. فوت کردن شمع تولد یکی از اون راه هاست که مسلماً واسه همه ی آدما جواب نمی ده.
بهتون اطمینان می دم هرچی تاحالا خوندین هیچ ربطی به اصل مطلبی که می خواستم تعریف کنم نداشته. داستان از اون جا شروع می شه که تولد تموم شده بود و ما داشتیم خرت و پرت هامون رو جمع می کردیم که بریم. فندک خانومه و شمعش روی میز بود و باید می رفتیم بهش پس می دادیم و همین کار رو هم کردیم. خانومه لب خند پت و پهنی بهمون زد و گفت هیچ قابلی نداشته و خوش حال شده که تونسته کمکمون کنه و یه مقدار از پول شام رو برگردوند به عنوان تخفیف تولدی و گفت کاش کار بیش تری از دستش بر می اومد. نه.. دروغ گفتم. خانومه فقط لب خند زد و سری تکون داد و در جواب تشکر من، گفت خواهش می کنم.
این جا بود که فکر کردم چی می شد اگه جای پس دادن فندک، می ذاشتیمش تو جیبمون و می رفتیم؟ چی می شد؟ اون وقت خانومه از این که نرفتیم فندکش رو بهش پس بدیم و تشکر کنیم، تعجب می کرد و با خودش می گفت چه دخترای بی توجه و بی تربیتی. اون وقت می رفت سراغ میزمون که پر از بشقاب و ته مونده ی غذاها بود، تا با چشم دنبال فندکش بگرده. اون وقت پیداش نمی کرد چون ما فندک‌و با خودمون برده بودیمش. اون وقت بُهت زده می شد. یه نگاه به میزای دیگه مینداخت که مطمئن شه کسی چیزی کم و کسری نداره و بعد راهشو می کشید می رفت پشت ِ پیش خون و دست می زد زیر چونه و فک می کرد اصلاً به قیافه هامون نمی خورد هم چین آدمایی باشیم. که فندک مردم رو دودر کنیم. با خودش فک می کرد چطور ممكنه ما هم چين آدمايي بوده باشيم؟ با خودش فک می کرد جامعه چه بد شده.. دیگه به ظاهر کسی نمی شه اعتماد کرد. دیگه به هیچ کس نمی شه اعتماد کرد. با خودش فک می کرد فندکش رو خیلی دوست داشت و فک می کرد چه قدر عادت کرده بود به حضور همیشگی فندکش و حیف که دیگه نمی بیندش. فک می کرد.. دیگه هرگز به یه مشت آدمي که واسه تولد اومدن شام بیرون، فندک نمی ده. هرگز.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”چی می شد اگه جای پس دادن فندک، می ذاشتیمش تو جیبمون و می رفتیم؟

  1. من همش نگران اون 3تومنم که نکنه ازمون پسش بگیرن…اگه فندکو ور میداشتیم دیگه نمیشد دوباره اون ورا آفتابی شیم که…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s