خانه » روزانه » جای من کجاست؟

جای من کجاست؟

آیا کمک بزرگی به بشریت خواهد بود اگر نوشتن رو ترک کنم؟ آیا واقعاً دنیا واسش اهمیتی نداره که من بنویسم یا نه؟ آیا با ننوشتن من جهان هیچ هیچ هیچ چیزی کم نخواهد داشت؟ من فقط جواب درست رو می خوام. قول می دم عاقلانه باهاش برخورد کنم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”جای من کجاست؟

  1. خب بعضی چیزا هستن که تاثیر ملموس ندارن.مثلا اگه هوا از منفی یک بشه صفر درجه کسی نمی فهمه، ولی دلیل نمی شه که تغییر نکرده باشه. حالا من اصلا نمی فهمم…تو واسه خودت مینویسی یا واسه جهان؟ اگه واسه جهان مینویسی شاید سوراخ دعا رو گم کردی.

    • فک کنم لازمه هر کس اول واسه خودش بنویسه بعد فک کنه خوبه بقیه هم بیان بخوننش.
      ولی مسئله اینه که اگه قرار باشه فقط و فقط واسه خودم بنویسم،
      چرا این جا بنویسم؟
      اگه قراره هیچ کس خوشش نیاد از چیزایی که می نویسم،
      ترجیح می دم کاغذ سیاه کنم جای وبلاگ سیاه کردن.
      ها؟

      • یعنی میخوای اونچیزی رو که برای خودت مینویسی بقیه هم بخونن.یا بقیه هم «بیان بخونن»…خب این خیلی حرف درستیه…فقط لابد راهش رو بلد نیستی که شاکی شدی!
        ها؟

      • راه این که اساساً چه جوری بنویسم یا راه این که بقیه خوششون بیاد؟
        کدومش؟
        ها؟

  2. چرا اصلا یه همچین احساسی بهت دست داده که یک در هزارم این امکان وجود داره که نیازی به نوشتن تو اینجا نیست یا از این جور حرفها‌…‌؟
    بعضی کار‌ها فقط و فقط قراره برای دل خود آدم باشه و این‌جاست که ما ایرانی‌ها می‌گیم آنچه از دل بر‌آید بر دل نشیند‌.
    اونایی که می‌خوان احساس کنن تغییری رو که تو دنیا ایجاد کرده‌اند یا قصدش رو داشتن همیشه به نظر من بلاتکلیفن‌!
    بزار یکم بهتر نظرم رو برسونم‌. مثلا تصور کن آدمی رو که می‌خواد رنگ دریا رو زرد کنه‌! بعپ شروع می‌کنه شاشیدن توی اون‌! بعد اگه آدمی باشه که بیشتر از نوک دماغش و نتونه ببینه‌، خوشحاله که تو کارش موفق بوده و اگرم آدمی باشه که از قبل هم جلوی هدفش کم آورده باشه یا از رسیدن بهش سرد شده باشه هی از این گله می‌کنه که علکی خودم رو دارم نجس می‌کنم‌!
    گرفتی موضوع رو ؟

    • من قصدم این نیست که تغییری تو دنیا ایجاد کنم.
      من فقط می خوام بنویسم و طوری هم بنویسم که بقیه از خوندن نوشته هام
      لذت ببرن. خب؟..
      من به قدر کافی از نوشته های خودم راضی ام.
      پس قسمت اول موضوع حله.
      اما به نظر من این گرچه لازمه اما کافی نیس.
      من از این که ببینم اونایی که این جا رو می خونن راضی نیستن ناراحت می شم.
      احساس می کنم وقت تلف کردنه.
      هی بنویسی و هیچکی نفهمه، هیچکی خوشش نیاد؛ هیچکی نگه ئه منم همینم، هیچکی نگه مو به تنم سیخ شد.

      حالا می خوام بدونم من دارم چه جوری می نویسم؟
      به موندن می ارزه یا نه.

  3. اگه «اساسا» بخواي يه جور ديگه بنويسي كه به خودت مربوطه…بعدش هم اگه ميخواي مردم درجا خوششون بياد چرا نميري استريپر بشي؟ برو يه جايي بنويس كه بقيه هم سواد تو رو داشته باشن كه بقهمن و خوششون بياد. فكر ميكني مارسل پروست از چيزايي كه مينوشته خوشش نميومده؟ حالا چون مخاطب نداشته(و نداره) بايد اينقدر بزنه تو سرش!؟

  4. من از نوشته‌هات خوشم می‌آد. کاریه که من نمی‌تونم بکنم و تو می‌تونی و من حسودی‌م می‌شه. مسئله فقط تأثیر نیست، جلوتر هم می‌شه رفت: آیا نوشته‌های تو زندگی من رو بهتر کرده؟ جوابش واقعاً آره‌ست ایده. یه سری شرایط هست که شاید من هیچ‌وقت تو زندگی فرصت تجربه کردن‌شون رو نداشته باشم، ولی تو توشون بوده باشی و برداشتت ازشون یا راه حلت براشون یه تأثیر شده باشه برای یه نوشته‌ت. شاید هم تو یه نوشته‌ی خاص شرایطی مشابه شرایط من رو درک کرده باشی با این تفاوت که راه حلی که براش بازگو می‌کنی بهتر از مال من باشه. این‌جور چیزا به من یه فلسفه می‌ده. خوبه که آدم برای اگه‌هاش هم جواب داشته باشه. منظورم از اگه‌ها اتفاقایی‌ هستن که هنوز نیفتادن و ممکنه که بیفتن، ممکنه هم نیفتن. داستانا این اگه‌ها رو مطرح می‌کنن و بهشون جواب می‌دن. نمی‌دونم چه‌جوری منظورم رو برسونم، ولی به هر حال آدم مختاره که نسبت به وقایع هرجوری که بخواد واکنش نشون بده. خوب و بد این واکنش، منطقی بودن یا از روی پرخاش بودن واکنش آدما، به لحظه ی وقوع حادثه برنمی‌گرده زیاد واقعاٌ. به طرز فکری برمی‌گرده که آدم از بدو تولد تا اون لحظه واسه خودش درست کرده. این طرز فکر رو یا خود آدم برای خودش درست می‌کنه (اینکه خود آدم ایدئولوگ باشه) یا اینکه ایدئولوگ‌ها درست می‌کنن و هر آدمی خودش تصمیم می‌گیره که چه ایدئولوگی رو انتخاب کنه. داستان‌ها زیاد و کم جنبه‌ی تربیتی دارن روی آدم و واسه آدم طرز فکر درست می‌کنن و نتیجتاً واکنش و کردار آدم رو تحت تأثیر قرار می‌دن
    من توی گوشیم وبلاگت رو بوکمارک کردم و تا یه وقت گیر بیاد می‌خونمش، ولی بدیش اینه که نمی‌تونم کامنت بذارم و بگم ئه منم همینم، یا اینکه مو به تنم سیخ شد. می‌فهمی چی می‌گم ایده. تو مخاطب داری. هرچند خاص، هر چند کم. ولی واقعاً نمی‌شه حدی برای: «مخاطبام از چند نفر بیشتر باشن تا به فکرشون باشم؟» گذاشت. می‌شه؟
    من در حد خودم می‌تونم بگم: برای من یه ایدئولوگ خوب و از نظر من یه نویسنده‌ی قوی هستی. بله، برای من نوشتن یا ننوشتنت اهمیت داره. بله، اگر ننویسی چیزی کم می‌شه

    • تو همه ی حرفایی رو زدی که من احتیاج به شنیدنشون داشتم؛
      حرفایی که هر نویسنده ای دوست داره بشنوه.
      همه ی اون چیزی که یه آدم با قصد رفتن، با شنیدنشون، تصمیم به موندن می گیره.
      حدی وجود نداره واسه این که از کـِی آدم به مخاطب هاش اهمیت بده.
      ولی من، حتی اگه بدونم یه نفر هست که واقعاً از خوندن نوشته هام لذت می بره
      حاضرم این جا رو نگه دارم.
      فقط کافی بود بدونم.
      مرسی بابت کامنتت.
      خیلی زیاد.

  5. نه…بنويس…ولي انتظار نداشته باش توي يه وبلاگ خلوت همه تحسينت كنن…الان خيلي از اين جشنواره ها هستن كه ميشه توش شركت كرد.هرچقدر هم سطح پايين باشن از اينحا بهترن.
    بعدش هم…نوشتن اصول داره…يا داستان كوتاه داريم يا بلند…ديكه اينكه فقط يه ديالوگ يا يه پاراگراف رو بذاري اينجا يا خيلي مترقيه، يا خيلي خيلي سليقه اي كه خب معلومه استقبال نميشه ازش.باز هم ميگم، اگه ميخواي بنويسي و تحسين بشي وبلاگ جاش نيست، اگر هم باشه مال وقتيه كه ديگه به اندازه كافي سرشناس شده باشي…اين نصايح رو توي قوطي هيچ عطاري
    پيدا نميكني…قدرشونو بدون:‌)

    • هیچ وبلاگی از اولش سرشناس نبوده. من به خودم این فرصت و زمان رو می دم و هیچ انتظار ندارم از بدو ورود به عالم وبلاگ ها سرشناس باشم.
      جشنواره ها به درد من نمی خورن یا من به درد اونا نمی خورم؛ چون استانداردهای من با اونا زمین تا آسمون فرق داره.
      البته که داستان یا کوتاهه یا بلنده. اما من نمی تونم «همیشه» داستان کوتاه/بلند بنویسم.
      چیزایی می نویسم که نمی شه بهش گفت داستان کوتاه. یا حتی گفت داستان.
      من بهشون می گم «یه برش از زندگی».
      در مجموع چیزی که این جا می نویسم تقریباً همه ی توان منه در پی این روزها.
      همه ی توان منه در حد نوشتن چند خط در عرض چند دقیقه توی ادیتور وردپرس.

      من قدر وقتی رو که برام گذاشتی می دونم.
      مرسی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s