314

بعضی دوستا هستن در زندگانی که خیلی تنبلن. چندین ساله که با هم دوستین و به این همه قدمت هم افتخار می کنین و اصلاً این پیشینه ی خوب باعث می شه رابطتون بیخود از هم نپاشه لابد.. اما مشکلی که این وسط هست تنبل بودن این دوسته. تا وقتی تو حواست به همه چی هست و خبر می گیری و خبر می دی و برنامه می چینی و برنامه جور می کنی همه چیز  خوب پیش می ره و شما دوستای فوق العاده ای هستین. هی از تو توجه و از اون ور سر به هوایی و «من درگیرم» و «من وقت ندارم» و «امروز که بیکارم تو حتماً باید وقت داشته باشی» و.. . خب طرفی که داره توجه می کنه تا کی می تونه این جوری ادامه بده؟ تا یه جایی صبور می مونه و کنار میاد و برنامه های خودش رو به هم می زنه و هی مث خمیر شکل های مختلف به خودش می گیره که تو موقعیت های مختلف بگنجه و باعث ناراحتی نشه. اما تا کی؟ تا چه حد؟ از یه وقتی به بعد حق نداره ناراحت شه؟ حق نداره بگه بسسسسه دیگه! چه قدر من حواسم باشه؟ چه قدر تو خودخواه بمونی؟.. حق نداره؟.. از این به بعده که می گه من دیگه خسته شدم! دیگه به جهنم.. هیچ خبری نمی گیره و هیچ برنامه ای سِت نمی کنه. طرف تنبل رابطه هم که عادت نداشته به اولین قدم ها رو ورداشتن و اصولاً آدم منفعلیه، همه چیز رو واگذار می کنه. نتیجتاً رابطه ی چند ساله ی فوق العاده ای که مث ستاره داشته می درخشیده، روز به روز نابودتر می شه. به همین سادگی. سر خودخواهی و منفعل بودن یه طرف.

من فک می کنم اگه این ور رابطه یه قدم بر می داره اون یکی حدددداقل باید نیم قدم بیاد جلو. منفعل بودن و تنبلی کردن آخرش مث پتک رو سر خودش فرود میاد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s