خانه » عمومی » 288

288

دی‌زی با استفاده از سکوت آنی به طرف من خم شد و با شوق به نجوا گفت:

«یک راز خانوادگی رو می خوام برات بگم. راجع به دماغ پیش خدمته. می خوای قضیه ی دماغ پیش خدمتو برات تعریف کنم؟»

«اصلاً من فقط برای همین کار امشب این جا اومده‌م.»

گتسبی بزرگ، اسکات فیتس جرالد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s