خانه » بازی » وقتی با چشم های بسته راه می روم

وقتی با چشم های بسته راه می روم

در همین لحظه واقعاً واقعاً دلم می خواست با هری پاتر تو یکی از اون کافه های عجیب و غریب ِ جادو زده ی دنج ِ گرم و نرم نشسته باشم. بیرون بارون باشه و ما پشت یه میز پای پنجره ی چوبی قدیمی کافه جا خوش کرده باشیم. دو تا نوشیدنی داغ گنده که ازش بخار غلیظی بلند می شه و پیچ می خوره می ره طرف سقف کوتاه کافه، جلومون رو میز باشه. جفتمون با آرنج تکیه داده باشیم به میز و انگشتامون رو دو طرف نوشیدنی ها حلقه کرده باشیم جوری که هم دست های کرخت شده از سرمای ناشی از پیاده روی زیر بارون یخش کم کم باز شه، هم بخار خوش عطر و مطبوع نوشیدنی ها سر راه پیچ و تاب خوردن هاش قبل از رسیدن به سقف و محو شدن، به صورتمون بخوره. من لابد مست شم از شدت آرامش و خوشی و طبق معمول از این همه آرامش به خواب آلودگی شیرینی برسم که پلک هام رو به شدت سنگین می کنه ولی هی خودمو کنترل کنم که خوابم نبره و گوشم به حرفای هری باشه که داره از اسنیپ گله می کنه.
واقعاً دلم می خواست

Advertisements
این ورودی در بازی فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

یک دیدگاه برای ”وقتی با چشم های بسته راه می روم

  1. دلم خواست ت ت
    عجیب هوس کردم اصن
    فقط کاش هری از سفر های هیجان انگیزش میگف بام
    این خواب آلودگی تو دیدم.. دوس دارمش

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s